طراخی فروشگاه اینترنتی

طراحی سایت

___

----

_---_

DATA NEGAR Co.

نماد اعتماد الکترونیکی

222222222222222222

آمار بازدید

  • کل (online):۱۷۸۲
  • اعضاء (online):۰
  • میهمان (online):۱۷۸۲
  • بازدید امروز::۶۵۱
  • بازدید دیروز::۴۰۳۲
  • بازدید کل::۳۰۷۷۵۵۷۴

دسته بندی

  • ادبيات فارسي؛ گنجينه‌اي پربها از علوم و حكمت‌هاي گوناگون / دكتر جليل تجليل

  • دكتر جليل تجليل استاد بازنشسته گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران است. ايشان از اساتيد بنام رشته ادبيات فارسي در ايران است كه دانشجويان بسياري از محضرشان در دانشگاه تهران استفاده نموده‌اند. آنچه در ادامه مي‌آيد مشروح گفتگوي صورت گرفته با ايشان است كه از نظرتان مي‌گذرد.


     

     


     

    س: وضعيت فعلي تحقيقات در علوم انساني را چگونه ارزيابي مي كنيد؟


     

    ج: مي‌دانيم كه علوم انساني رشته‌هاي گوناگوني دارد و آن رشته‌اي كه بنده در آن افتخار حضور و مباهات به خدمت دارم عبارت است از ادبيات فارسي و عربي و معارف پيوسته و مرتبط به اين دسته. خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامي دانشگاه‌ها گسترش يافته است و به تناسب اين گسترش رشته‌ها هم وسعت و تعدد پيدا كرده و در رشتة ادبيات فارسي اين گسترش بيشتر بوده است. به اين جهت كه ادبيات فارسي علاوه بر اين كه در خدمت يك رشته خاص است، در همة رشته‌ها به كار مي‌آيد مثل آّب و برق و گاز و هوا. يعني همة رشته‌ها يك يا دو يا سه يا چهار واحد ادبيات فارسي مي‌خوانند و اين رشته به همه امروز خدمت مي‌كند.


     

    رشتة ادبيات فارسي ديرينه و پيشينه‌اي چندين هزار ساله دارد. بيش از سه هزار سال اين پيشينگي و ديرينگي تداوم داشته است؛ به زبان‌هاي ايراني قديم پيش از اسلام و در دورة اسلام هم به زبان فارسي كه با ادبيات فارسي دري و آيين قرآن كريم و فلسفه و حكمت و عرفان و لغت و معاني و بيان و عروض و ديگر فنون ادبي كه وارد اين رشته شده، بافته و تنيده شده است و بزرگاني و قله‌هايي از شعر و ادبيات برخاسته‌اند. حالا   نام  قله‌هاي بزرگ را  اگر بخواهيد بشماريد باز فرصت كم خواهد بود. آيا نامي از فردوسي ببريم يا نامي از حافظ و سعدي و نظامي يا انوري يا خاقاني یا صناعي يا جامي يا هاتف و ... .


     

    تا امروز هم خوشبختانه ادبيات فارسي تنوع و گوناگوني پيدا كرده و ادب معاصر ما هم امروز گوشزد همه است، در صدا و سيما و نوشته‌ها و ... علاوه بر اين در رشتة تخصصي ادبيات فارسي، در قديم دكتري داشتيم كه مادر اين دكتري در تمام دنيا، ايران بوده و الان هم هست. مركزيت و محوريت آن دانشگاه تهران بوده و بنابراين ما در ادبيات فارسي واردات داريم بلكه صادرات داشته‌ايم و داريم. يعني اكثر كشورهاي مترقي الآن رشتة ادبيات فارسي دارند، دكتري هم مي‌دهند، اما استادان برجسته آنها از كجا فرستاده مي شوند؟ از ايران.


     

    يكي ديگر از خدمات گسترده ادبيات فارسي پايان‌نامه‌هاي دكتري و كارشناسي ارشد است كه به مرور و به وفور توسعه يافته است. اين تحقيقات عرصه‌هاي تازه‌اي را بروي علم در ايران خواهد گشود و اين عرصه پيروان خودش را پيدا كرده و واقعاً قابل عرضه و شايستة ترجمه به زبان‌هاي زندة دنيا است. به اين مناسبت بنده يك مژده هم بدهم براي رشتة ادبيات و طبعاً علوم انساني و طبعاً معارف اسلامي يعني هم شامل حوزه و هم دانشگاه مي‌شود. اندك اندك ما زبان خارجي را براي ورود به ادبيات فارسي لازم كرديم. حتي براي عضويت در هيئت علمي در دانشکده‌هاي ادبيات فارسي لازم است كه متقاضی زبان دومي هم داشته باشد يعني اگر زبان اولش فرانسه است، انگليسي هم بداند. اين امر كمك مي‌كند كه داده‌ها و فرآورده‌هاي ما در دنيا پخش شود. آن جاست كه خواهند ديد دانشمندان ايران و استادان ادب فارسي دست روي دست نگذاشته‌اند و وقتي كه در مجرا و مسير اين پديده‌هاي ادبي واقع مي‌شوند همة‌شان به استقبال مي‌آيند.


     

     


     

    مي‌رسد هر دم صداي بالشان               مي‌رويم اي جان به استقبالشان


     

     


     

    س: مراسمي كه اكنون برگزار مي‌شود جهت تقدير از يكي از دانشمندان خارجي برپا شده است كه در حوزة مطالعات ايراني- اسلامي ايران فعاليت داشته است. به نظر شما تقدير از اين انديشمندان خارجي چه فايده‌اي براي علم و عالم در ايران دارد؟


     

    ج: خوشبختانه سوال شما با عبارت پاياني بنده در بخش اول كاملاً ارتباط دارد. حضور آقاي پروفسور الگار و نظاير ايشان در ايران به مناسبت كوشش‌ها و آموزش‌ها و پژوهش‌هايي است كه در زمينة ادب فارسي و در بطن علوم اسلامي و در متن فلسفه و عرفان و تفسير قرآن و احاديث و آيات انجام داده‌اند.


     

    اين را عرض كنم كه ادبيات فارسي يكي از معبرها، يكي از بزرگراه‌ها و اتوبان‌هاي مسير به فرهنگ غرب است؛ و بر عكس يكي از بزرگراه‌هايي كه به دانشگاه‌هاي شرق و غرب منتهي مي‌شود، همين ادبيات فارسي است. چرا؟ به جهت اين كه ادبيات فارسي از نظر علوم اسلامي و حكمت و فلسفه، خيلي مطلب براي گفتن دارد. براي مثال شما متني را مي‌بينيد كه به زبان فارسي است ولي در واقع فلسفه و حكمت را بيان مي‌كند و مثل حاج ملا هادي سبزواري فلسفه را وارد ليوان بلورين شعر و ادب فارسي مي‌كند. مثلاً:


     

                               اي همه هستي ز تو پيدا شده                 خاك ضعـــيف از تـــو توانا شده


     

                               زيره نشــــين عَلَمَت، كائــنات                 ما به تو قائم، چو تو قائم به ذات


     

    حالا از نظر ادبيات فارسي اين شعر چه قدر مترنم است. اين صوت و موسيقي دروني شعر است. قافيه هم از يك سو، اما پيام اين آهنگ وارد فلسفه شده، وارد حكمت شده و هستي را تعريف مي‌كند. هستي يعني چه؟ يعني وجود. حالا وجود را كجا بايد مي‌ديديم. در حكمت اسلامي مي‌ديديم. آنچه در اينجا ديده مي‌شود تنيدگي فلسفه و عرفان اسلامي با ادب و اوزان عروضي است. اين را به عنوان نمونه عرض كردم. كه مشت نمونة خروار است و اندك دليل بسيار است.


     

     


     

    س: تاثير جشنواره بين‌المللي فارابي را بر جريان علوم انساني در ايران چگونه مي‌بينيد؟


     

    ج: اين جشنواره در ادامه جشنواره‌هاي ديگري بوده كه از آن آگاهيد. جشنوارة اول كه بنده افتخار كوشش و حضور در آن را داشتم، اول بار بود كه علوم انساني يك گل‌گشت و جشنواره‌اي براي بزرگداشت مجاهدان و كوشندگان و پژوهشگران ادب فارسي و حكمت اسلامي و علوم انساني داشت. خود فارابي هم كه جشنواره به نام اوست، شخصيت برازنده‌اي بوده كه از جواني تا آخر حيات يا قلم به دست بوده و مي‌نوشته و يا سخن مي‌گفته و آموزش مي‌داده و علوم مختلف را بررسي كرده است. فارابي آثار زيادي دارد كه در اين جزوه‌هايي كه ظاهراً شش جلد است، برخي از نويسندگان راجع به آن قلم فرسايي كرده‌اند. من هم درآنجا مقاله‌اي نوشته بودم و تقديم داشتم، راجع به زندگي و آثار فارسي و عربي فارابي.


     

    دومين جشنواره را هم داشتيم و الان براي بزرگداشت پروفسور الگار والا تباري كه راجع به ايران و فرهنگ ايران و اسلام پژوهش كرده‌اند و مفتخرند كه اين پيام شكفته را به جهان و آفاق مي‌رساند، اينجا جمع شده‌ايم و ناظر گراميداشت ايشان هستيم. من در اينجا مي‌خواهم از همه كساني كه موجب گسترش اين عظمت‌هاي ادبي و فرهنگ ايراني و اسلامي ما مي‌شوند، تقدير كنم. بايد از آن‌ها هم تقريري برود و تغريضي به عمل آيد كه انشاءا... خداوند توفيقشان روز افزون كند.


     

     


     

    س: دستگاه‌هاي متولي علم در ايران چه اقداماتي مي‌توانند براي بهبود وضعيت علوم انساني انجام دهند؟


     

    ج: اين دستگاه‌ها بايد در درجه اول دانشجويان برازنده‌اي را كه در حلقة درس استادان ادبي ايران مي‌نشينند، خوب پرورش دهند كه هر يك از آن ها يك فارابي يا بوعلي سينا يا خواجه نصير طوسي شوند. فردوسي، خودش يك خواجه نصير طوسي است. او از اين جهت، مظلوم واقع شده به حسب اين كه مسائل حكمت و فلسفه و ايمان و تفسير قرآن را در ورق به ورق شعرفردوسي مي‌بينيم و بيشتر به حماسه‌اش پرداختيم كه البته خيلي خوب است. ما بيشتر به بزمه‌ها و رزمه‌ها و نصايح او پرداختيم كه بسيارخوب است؛ ولي كمتر ديده شده كه راجع به فلسفه و منطق و حكمت و آيات قرآني و احاديث كه سرچشمة آن‌ها در شعر فردوسي جاريست، مطلبي بيان شود. اتفاقاً اين نوع نگاه به فردوسي نظر من را نيز جلب نموده و سعي دارم كارهاي دورة جواني را در قالب تأليفي ارائه كنم، تحت عنوان «فردوسي از چه ديدگاه؟» و در آن راجع به فضاهاي ناپيموده‌اي كه تا كنون در مورد آن بحث نشده، صحبت كنم. براي مثال، فردوسي در يك دوبيتي مي‌فرمايد كه:


     

                         تو ايـــن داســــتان را فسانه مخوان           چه داني كه فردا چه گردد زمان      


     

                         بسي كرده‌ام از سخن چون بهشت           كه چونيـــن سخن كس نكشت


     

    اين مضمون كه سخن فردوسي تشبيه به بهشت مي‌شود، عده‌اي گفتند كه اين چه نوع تشبيهي است؟ تشبيه بهشت دو لايه دارد 1- ديدني‌ها و شنيدني‌ها و نوازش‌هايي كه در بهشت از حواس پنج گانه عالم مي شود. مانند، «حورٌمقصوراتٌ في‌الخيام»، چشمه‌هاي جاري و چشمه‌هاي عسل، همة اين چيزها تحت اين كليت جمع‌بندي شده كه در بهشت هر آنچه دل آدم مي‌خواهد، پذيرايي خواهد شد و هر چه چشم از ديدنش لذت مي‌برد، خواهيد ديد. اين را همه مي‌فهميم و هست. از اين بابت مهماني‌ها و عروسي‌ها و مجالس بزم فردوسي، بهشت ديدني است، اما آنجا يك آياتي است كه بايد ببينيم بهشت در قرآن چگونه تفسير شده است.


     

    اين يك لايه‌اش است، لاية ديگر لايه عرفاني بهشت است كه «لايسمعون فيها لغواً و لا كذّابا».


     

    در بهشت ضمناً آن چه ما مي‌شنويم دروغ نيست و لغو نيست بلكه همه سخن راستين است. اين جنبه‌اش را ما در فردوسي مورد بحث قرار داديم كه الان در حال طي مراحل ويرايش است. نظاير اين كارها را دانشجويان دست به قلم ما هم انجام مي‌دهند. ما افتخار داريم كه نسل نو ما كه در اين دوره اسلامي زيسته‌اند آثاري منتشر مي‌كنند كه بسيار مفيد است. من در اينجا نمي‌خواهم اسم ببرم ولي از مردگانشان و به سراي آخرت ره بردگانشان مانند قيصر امين پور بايد نام برد كه مورد تكريم همة جامعة ايراني بوده و يكي از سرنشينان حلقة درس دكتري دانشگاه تهران بوده و ماية سربلندي ادبيات ايراني و اسلامي بوده و نظايرش زياد است. بنابراين، مفاخر بزرگ اسلامي كه در درس بزرگان ايراني نشسته‌اند و از كلاس‌هاي درسشان و حلقة تدريس‌شان استفاده كرده‌اند، بايد مورد توجه قرار گيرند. شما وقتي شعر فردوسي را مي‌خوانيد ملاحظه مي‌كنيد كه آنجا هم جنبة اخروي و حكمت و فلسفه و دانش‌هاي معاني و بيان و بلاغت جلوه‌گري مي‌كند و هم مسائل قرآني آنجا، جاري است و از اين ديدگاه هم فردوسي قابل پژوهش است. حتي بعضي از احاديث ما در شعر فردوسي به گوش مي‌رسد:


     

                         يكي پهن كشتي به سان عروس           بياراسته همچو چشم خروس


     

                         پيمــــبر بــــدو انــــدرون با علي            همــــان اهل بيت نبي و ولي


     

     


     

    اين همان حديث شريف سفينه النوح است.


     

    ملاحظه مي‌كنيد كه اين ديدگاه فردوسي هنوز كشف نشده و بكر و قابل ذكر براي همة ماست. اين راه باز انديشه و تفكر و تحقيق است و بايد در اين مسير حركت نمود. دانشمندان ايراني و فلاسفه حاضرند و ما بايد از كلامشان بهره فراوان گيريم.
دكتر جليل تجليل استاد بازنشسته گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران است. ايشان از اساتيد بنام رشته ادبيات فارسي در ايران است كه دانشجويان بسياري از محضرشان در دانشگاه تهران استفاده نموده‌اند. آنچه در ادامه مي‌آيد مشروح گفتگوي صورت گرفته با ايشان است كه از نظرتان مي‌گذرد.


 

 


 

س: وضعيت فعلي تحقيقات در علوم انساني را چگونه ارزيابي مي كنيد؟


 

ج: مي‌دانيم كه علوم انساني رشته‌هاي گوناگوني دارد و آن رشته‌اي كه بنده در آن افتخار حضور و مباهات به خدمت دارم عبارت است از ادبيات فارسي و عربي و معارف پيوسته و مرتبط به اين دسته. خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامي دانشگاه‌ها گسترش يافته است و به تناسب اين گسترش رشته‌ها هم وسعت و تعدد پيدا كرده و در رشتة ادبيات فارسي اين گسترش بيشتر بوده است. به اين جهت كه ادبيات فارسي علاوه بر اين كه در خدمت يك رشته خاص است، در همة رشته‌ها به كار مي‌آيد مثل آّب و برق و گاز و هوا. يعني همة رشته‌ها يك يا دو يا سه يا چهار واحد ادبيات فارسي مي‌خوانند و اين رشته به همه امروز خدمت مي‌كند.


 

رشتة ادبيات فارسي ديرينه و پيشينه‌اي چندين هزار ساله دارد. بيش از سه هزار سال اين پيشينگي و ديرينگي تداوم داشته است؛ به زبان‌هاي ايراني قديم پيش از اسلام و در دورة اسلام هم به زبان فارسي كه با ادبيات فارسي دري و آيين قرآن كريم و فلسفه و حكمت و عرفان و لغت و معاني و بيان و عروض و ديگر فنون ادبي كه وارد اين رشته شده، بافته و تنيده شده است و بزرگاني و قله‌هايي از شعر و ادبيات برخاسته‌اند. حالا   نام  قله‌هاي بزرگ را  اگر بخواهيد بشماريد باز فرصت كم خواهد بود. آيا نامي از فردوسي ببريم يا نامي از حافظ و سعدي و نظامي يا انوري يا خاقاني یا صناعي يا جامي يا هاتف و ... .


 

تا امروز هم خوشبختانه ادبيات فارسي تنوع و گوناگوني پيدا كرده و ادب معاصر ما هم امروز گوشزد همه است، در صدا و سيما و نوشته‌ها و ... علاوه بر اين در رشتة تخصصي ادبيات فارسي، در قديم دكتري داشتيم كه مادر اين دكتري در تمام دنيا، ايران بوده و الان هم هست. مركزيت و محوريت آن دانشگاه تهران بوده و بنابراين ما در ادبيات فارسي واردات داريم بلكه صادرات داشته‌ايم و داريم. يعني اكثر كشورهاي مترقي الآن رشتة ادبيات فارسي دارند، دكتري هم مي‌دهند، اما استادان برجسته آنها از كجا فرستاده مي شوند؟ از ايران.


 

يكي ديگر از خدمات گسترده ادبيات فارسي پايان‌نامه‌هاي دكتري و كارشناسي ارشد است كه به مرور و به وفور توسعه يافته است. اين تحقيقات عرصه‌هاي تازه‌اي را بروي علم در ايران خواهد گشود و اين عرصه پيروان خودش را پيدا كرده و واقعاً قابل عرضه و شايستة ترجمه به زبان‌هاي زندة دنيا است. به اين مناسبت بنده يك مژده هم بدهم براي رشتة ادبيات و طبعاً علوم انساني و طبعاً معارف اسلامي يعني هم شامل حوزه و هم دانشگاه مي‌شود. اندك اندك ما زبان خارجي را براي ورود به ادبيات فارسي لازم كرديم. حتي براي عضويت در هيئت علمي در دانشکده‌هاي ادبيات فارسي لازم است كه متقاضی زبان دومي هم داشته باشد يعني اگر زبان اولش فرانسه است، انگليسي هم بداند. اين امر كمك مي‌كند كه داده‌ها و فرآورده‌هاي ما در دنيا پخش شود. آن جاست كه خواهند ديد دانشمندان ايران و استادان ادب فارسي دست روي دست نگذاشته‌اند و وقتي كه در مجرا و مسير اين پديده‌هاي ادبي واقع مي‌شوند همة‌شان به استقبال مي‌آيند.


 

 


 

مي‌رسد هر دم صداي بالشان               مي‌رويم اي جان به استقبالشان


 

 


 

س: مراسمي كه اكنون برگزار مي‌شود جهت تقدير از يكي از دانشمندان خارجي برپا شده است كه در حوزة مطالعات ايراني- اسلامي ايران فعاليت داشته است. به نظر شما تقدير از اين انديشمندان خارجي چه فايده‌اي براي علم و عالم در ايران دارد؟


 

ج: خوشبختانه سوال شما با عبارت پاياني بنده در بخش اول كاملاً ارتباط دارد. حضور آقاي پروفسور الگار و نظاير ايشان در ايران به مناسبت كوشش‌ها و آموزش‌ها و پژوهش‌هايي است كه در زمينة ادب فارسي و در بطن علوم اسلامي و در متن فلسفه و عرفان و تفسير قرآن و احاديث و آيات انجام داده‌اند.


 

اين را عرض كنم كه ادبيات فارسي يكي از معبرها، يكي از بزرگراه‌ها و اتوبان‌هاي مسير به فرهنگ غرب است؛ و بر عكس يكي از بزرگراه‌هايي كه به دانشگاه‌هاي شرق و غرب منتهي مي‌شود، همين ادبيات فارسي است. چرا؟ به جهت اين كه ادبيات فارسي از نظر علوم اسلامي و حكمت و فلسفه، خيلي مطلب براي گفتن دارد. براي مثال شما متني را مي‌بينيد كه به زبان فارسي است ولي در واقع فلسفه و حكمت را بيان مي‌كند و مثل حاج ملا هادي سبزواري فلسفه را وارد ليوان بلورين شعر و ادب فارسي مي‌كند. مثلاً:


 

                           اي همه هستي ز تو پيدا شده                 خاك ضعـــيف از تـــو توانا شده


 

                           زيره نشــــين عَلَمَت، كائــنات                 ما به تو قائم، چو تو قائم به ذات


 

حالا از نظر ادبيات فارسي اين شعر چه قدر مترنم است. اين صوت و موسيقي دروني شعر است. قافيه هم از يك سو، اما پيام اين آهنگ وارد فلسفه شده، وارد حكمت شده و هستي را تعريف مي‌كند. هستي يعني چه؟ يعني وجود. حالا وجود را كجا بايد مي‌ديديم. در حكمت اسلامي مي‌ديديم. آنچه در اينجا ديده مي‌شود تنيدگي فلسفه و عرفان اسلامي با ادب و اوزان عروضي است. اين را به عنوان نمونه عرض كردم. كه مشت نمونة خروار است و اندك دليل بسيار است.


 

 


 

س: تاثير جشنواره بين‌المللي فارابي را بر جريان علوم انساني در ايران چگونه مي‌بينيد؟


 

ج: اين جشنواره در ادامه جشنواره‌هاي ديگري بوده كه از آن آگاهيد. جشنوارة اول كه بنده افتخار كوشش و حضور در آن را داشتم، اول بار بود كه علوم انساني يك گل‌گشت و جشنواره‌اي براي بزرگداشت مجاهدان و كوشندگان و پژوهشگران ادب فارسي و حكمت اسلامي و علوم انساني داشت. خود فارابي هم كه جشنواره به نام اوست، شخصيت برازنده‌اي بوده كه از جواني تا آخر حيات يا قلم به دست بوده و مي‌نوشته و يا سخن مي‌گفته و آموزش مي‌داده و علوم مختلف را بررسي كرده است. فارابي آثار زيادي دارد كه در اين جزوه‌هايي كه ظاهراً شش جلد است، برخي از نويسندگان راجع به آن قلم فرسايي كرده‌اند. من هم درآنجا مقاله‌اي نوشته بودم و تقديم داشتم، راجع به زندگي و آثار فارسي و عربي فارابي.


 

دومين جشنواره را هم داشتيم و الان براي بزرگداشت پروفسور الگار والا تباري كه راجع به ايران و فرهنگ ايران و اسلام پژوهش كرده‌اند و مفتخرند كه اين پيام شكفته را به جهان و آفاق مي‌رساند، اينجا جمع شده‌ايم و ناظر گراميداشت ايشان هستيم. من در اينجا مي‌خواهم از همه كساني كه موجب گسترش اين عظمت‌هاي ادبي و فرهنگ ايراني و اسلامي ما مي‌شوند، تقدير كنم. بايد از آن‌ها هم تقريري برود و تغريضي به عمل آيد كه انشاءا... خداوند توفيقشان روز افزون كند.


 

 


 

س: دستگاه‌هاي متولي علم در ايران چه اقداماتي مي‌توانند براي بهبود وضعيت علوم انساني انجام دهند؟


 

ج: اين دستگاه‌ها بايد در درجه اول دانشجويان برازنده‌اي را كه در حلقة درس استادان ادبي ايران مي‌نشينند، خوب پرورش دهند كه هر يك از آن ها يك فارابي يا بوعلي سينا يا خواجه نصير طوسي شوند. فردوسي، خودش يك خواجه نصير طوسي است. او از اين جهت، مظلوم واقع شده به حسب اين كه مسائل حكمت و فلسفه و ايمان و تفسير قرآن را در ورق به ورق شعرفردوسي مي‌بينيم و بيشتر به حماسه‌اش پرداختيم كه البته خيلي خوب است. ما بيشتر به بزمه‌ها و رزمه‌ها و نصايح او پرداختيم كه بسيارخوب است؛ ولي كمتر ديده شده كه راجع به فلسفه و منطق و حكمت و آيات قرآني و احاديث كه سرچشمة آن‌ها در شعر فردوسي جاريست، مطلبي بيان شود. اتفاقاً اين نوع نگاه به فردوسي نظر من را نيز جلب نموده و سعي دارم كارهاي دورة جواني را در قالب تأليفي ارائه كنم، تحت عنوان «فردوسي از چه ديدگاه؟» و در آن راجع به فضاهاي ناپيموده‌اي كه تا كنون در مورد آن بحث نشده، صحبت كنم. براي مثال، فردوسي در يك دوبيتي مي‌فرمايد كه:


 

                     تو ايـــن داســــتان را فسانه مخوان           چه داني كه فردا چه گردد زمان      


 

                     بسي كرده‌ام از سخن چون بهشت           كه چونيـــن سخن كس نكشت


 

اين مضمون كه سخن فردوسي تشبيه به بهشت مي‌شود، عده‌اي گفتند كه اين چه نوع تشبيهي است؟ تشبيه بهشت دو لايه دارد 1- ديدني‌ها و شنيدني‌ها و نوازش‌هايي كه در بهشت از حواس پنج گانه عالم مي شود. مانند، «حورٌمقصوراتٌ في‌الخيام»، چشمه‌هاي جاري و چشمه‌هاي عسل، همة اين چيزها تحت اين كليت جمع‌بندي شده كه در بهشت هر آنچه دل آدم مي‌خواهد، پذيرايي خواهد شد و هر چه چشم از ديدنش لذت مي‌برد، خواهيد ديد. اين را همه مي‌فهميم و هست. از اين بابت مهماني‌ها و عروسي‌ها و مجالس بزم فردوسي، بهشت ديدني است، اما آنجا يك آياتي است كه بايد ببينيم بهشت در قرآن چگونه تفسير شده است.


 

اين يك لايه‌اش است، لاية ديگر لايه عرفاني بهشت است كه «لايسمعون فيها لغواً و لا كذّابا».


 

در بهشت ضمناً آن چه ما مي‌شنويم دروغ نيست و لغو نيست بلكه همه سخن راستين است. اين جنبه‌اش را ما در فردوسي مورد بحث قرار داديم كه الان در حال طي مراحل ويرايش است. نظاير اين كارها را دانشجويان دست به قلم ما هم انجام مي‌دهند. ما افتخار داريم كه نسل نو ما كه در اين دوره اسلامي زيسته‌اند آثاري منتشر مي‌كنند كه بسيار مفيد است. من در اينجا نمي‌خواهم اسم ببرم ولي از مردگانشان و به سراي آخرت ره بردگانشان مانند قيصر امين پور بايد نام برد كه مورد تكريم همة جامعة ايراني بوده و يكي از سرنشينان حلقة درس دكتري دانشگاه تهران بوده و ماية سربلندي ادبيات ايراني و اسلامي بوده و نظايرش زياد است. بنابراين، مفاخر بزرگ اسلامي كه در درس بزرگان ايراني نشسته‌اند و از كلاس‌هاي درسشان و حلقة تدريس‌شان استفاده كرده‌اند، بايد مورد توجه قرار گيرند. شما وقتي شعر فردوسي را مي‌خوانيد ملاحظه مي‌كنيد كه آنجا هم جنبة اخروي و حكمت و فلسفه و دانش‌هاي معاني و بيان و بلاغت جلوه‌گري مي‌كند و هم مسائل قرآني آنجا، جاري است و از اين ديدگاه هم فردوسي قابل پژوهش است. حتي بعضي از احاديث ما در شعر فردوسي به گوش مي‌رسد:


 

                     يكي پهن كشتي به سان عروس           بياراسته همچو چشم خروس


 

                     پيمــــبر بــــدو انــــدرون با علي            همــــان اهل بيت نبي و ولي


 

 


 

اين همان حديث شريف سفينه النوح است.


 

ملاحظه مي‌كنيد كه اين ديدگاه فردوسي هنوز كشف نشده و بكر و قابل ذكر براي همة ماست. اين راه باز انديشه و تفكر و تحقيق است و بايد در اين مسير حركت نمود. دانشمندان ايراني و فلاسفه حاضرند و ما بايد از كلامشان بهره فراوان گيريم.




حاصل جمع را بنویسید : به اضافه






*حاصل جمع را بنویسید : به اضافه



{ JOURNAL_VISIT } : ۲۴۸۵
{ JOURNAL_DATE } : 08 آبان 1389

Copyright 2016 By RVKP CO. All Rights Reserved