دسته بندی
-
علوم ميانرشتهاي؛ ضرورت فعلي علم كشور / دكتر مهرمحمدي
-
كتر محمود مهرمحمدي استاد دانشگاه تربيت مدرس است. ايشان در رشته برنامه ريزي درسي و آموزش از دانشگاه کاليفرنياي جنوبي در سال 1987 ميلادي دكتراي تخصصي اخذ نموده است. از ايشان مقالات و كتب متعددي در زمينه برنامهريزي آموزشي و موضوعات مرتبط با تعليم و تربيت به چاپ رسيده و در اختيار دانشپژوهان قرار دارد. دكتر مهرمحمدي از صاحبنظران بحث ميانرشتهاي در ايران هستند و به همين جهت در گفتگويي با ايشان مسائل ميانرشتهاي در ايران را مورد بحث قرار دادهايم كه مشروح آن از نظرتان ميگذرد.
س: پرداختن به علوم ميانرشتهاي چه تأثيري در پيشرفت دانش دارد؟
ج: به نظر من پرداختن به علوم ميانرشتهاي ديگر از حد يك انتخاب گذشته و يك اجبار و الزام است. براي اينكه ما ملزم هستيم شكافهاي معرفتي بشر را با دست زدن به تكوين علوم ميانرشتهاي پر كنيم. پر كردن شكافهاي معرفتي بشر و همچنين پاسخ دادن به نيازهاي نوظهور در جوامع انساني به شكل كارآمد و رضايت بخش راه چارهاي را براي دانشمندان و پژوهشگران باقي نميگذارد جز اينكه به رشتههاي ميانرشتهاي متوسل شوند، بنابراين من فكر ميكنم علوم ميانرشتهاي نقششان در توسعه و پيشرفت دانش بشري به همان اندازه علوم كلاسيك و ديسيپلينيdisciplinary و رشتههاي علمي است كه در زماني ابداع شدند و به وجود آمدند. امروزه با توسعهاي كه در حوزههاي ديسيپليني اتفاق افتاده و از طرف ديگر نيازهاي معرفتي جديدي كه براي بشر به وجود آمده، بايد به آن نيازهاي معرفتي يا نيازهاي توسعهاي جديد پاسخ دهد يا به سراغ تركيب و تلفيق علوم ديسيپليني با همديگر برود. ميتوان گفت كه مسير و راهبرد پيشرفت علمي در علوم ميانرشتهاي تعيّن پيدا كرده و گريزي هم از آن نيست. در انتها بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه اساساً ما در آموزش عالي وقتي صحبت از علوم ميانرشتهاي ميكنيم، در واقع صحبت از تكوين حوزههاي تخصصي معرفت و يا دانش و تكنولوژي جديد ميكنيم. براي دستيابي به كمال در حوزههاي علمي، آنچه كه امروز ميتواند كانون اصلي توجه باشد يا راهبرد اصلي توسعة علمي تلقي شود، به نظر من علوم ميانرشتهاي است، چون علوم ميانرشتهاي يعني دست زدن به ابداع و خلق حوزههاي اساسي جديد، حوزههاي معرفتي جديد و پاسخ دادن به نيازهاي جديد معرفتي يا نيازهاي جديد توسعهاي.
س: چگونه ميتوان علوم ميانرشتهاي را در آموزش عالي ايران گسترش داد؟
ج: دربارة اينكه ما چگونه ميتوانيم علوم ميانرشتهاي را در آموزش عالي ايران گسترش دهيم؛ من فكر ميكنم كه بايد منظورمان را از علوم ميانرشتهاي مشخص كنيم. اينجاست كه ابهاماتي وجود دارد و سوء تفاهمها و برداشتهاي بعضاً ناصحيحي وجود دارد. وقتي صحبت از گسترش علوم ميانرشتهاي در آموزش عالي ميكنيم، اگر منظورمان از علوم ميانرشتهاي تلفيق و تكوين رشتههاي جديد علمي و حوزههاي تخصصي جديد از طريق تلفيق يا آنچه اصطلاحاً به آن فيوژِن(Fusion) يا همجوشي ميان ديسيپلينهاي موجود گفته ميشود، باشد و ما از طريق اين تلفيق و همجوشي رشتهها و ديسيپلينهاي موجود بخواهيم حوزههاي تخصصي جديدرابه وجود آوريم يا حوزههاي تخصصي گستردهتري راخلق ميانرشتهاي نام ميبريم. گسترش اين رشتهها، فرق ميكند با اينكه صحبت از علوم ميانرشتهاي ميكنيم اما مقصودمان اينگونه رشتهها نيست بلكه مقصودمان رشتههايي مثل آمار حياتي، مديريت فناوري يا فيزيولوژي ورزشي است. من به اين رشتهها ميگويم رشتههاي مولتيديسيپلينري يا چندرشتهاي. رشتههايي كه در واقع از طريق تجميع چند رشته و كنار هم قرار دادن آنها شكل ميگيرند. اينها اگر رشتههاي ميان رشتهاي كنيم، يك وضعيت خاص دارد. مثال اين تلفيق رشتة مكاترونيك است كه يك رشتهاي است كه از طريق تلفيق رشتههاي مكانيك، الكترونيك و كامپيوتر شكل گرفته و به عنوان يكي از علوم ميانرشتهاي در دانشگاه مورد توجه است و يا رشتهاي مثل روانشناسي تربيتي كه از تلفيق و همجوشي بين علوم تربيتي و روانشناسي به عنوان دو ديسيپلين ايجاد شده است .اين رشتة تلفيقي به عنوان يك علم وحوزة ميانرشتهاي شكل گرفته است.رشتههاي ديگري مثل مهندسي شيمي، ژئوپوليتيك، جامعه شناسي سياسي، فلسفة علم يا بسياري از فلسفههاي مضاف مثل فلسفة هنر، فلسفة تاريخ و امثال اينها از اين دستهاند. از اينها ما به عنوان رشتههاي هم به حساب بيايند اما به هر حال با رشتههايي كه قبلاً نام بردم، تفاوت دارند.
اين يك نكتة بسيار مهم است كه ما وقتي صحبت از علوم ميانرشتهاي ميكنيم به حقيقت علوم ميانرشتهاي چگونه مينگريم. آيا حقيقت علوم ميانرشتهاي را از نوع تلفيق و همجوشياي كه بايد بين چند رشتة شناخته شده يا چند حوزة علمي شناخته شده، اتفاق بیفتد، در نظر بگيريم يا اين كه حقيقت علوم ميانرشتهاي را تجميعي و كنار هم قرار دادن چند رشتة تثبيت شده در نظر بگيريم. من البته حقيقت علوم ميانرشتهاي را از نوع تلفيقي ميدانم.
بنابراين معتقد هستم كه وقتي صحبت از علوم ميانرشتهاي ميكنيم در واقع صحبت از تكوين حوزههاي تخصصي و يا حوزههاي معرفتي جديد ميكنيم؛ يعني حوزههاي جديدي كه داراي هويت مستقل و برخوردار از پشتوانة پژوهشي و ساختارهاي مورد نياز هستند. اين چيزي است كه مورد نظر من است و من فكر ميكنم كه حقيقت علوم ميانرشتهاي را در اين نوع تلفيق بايد جستجو كرد. پس من در پاسخ به سؤال شما اين را ابتدائاً عرض ميكنم كه مقصود ما از علوم ميانرشتهاي بايد مشخص باشد. بايد بين علوم ميانرشتهاياز نوع تلفيقي و علوم ميانرشتهاي از نوع تجميعي تميز قائل شويم. حقيقت علوم ميانرشتهاي از نظر من، علوم ميانرشتهاي تلفيقي است كه همان شكل همجوشي است و البته آنچه كه تحت عنوان علوم ميانرشتهاي مطرح ميشود اما شكل تجميعي دارد به نظر من نميتوان آنها را علوم ميانرشتهاي حقيقي قلمداد كرد. چرا كه آنها به يك نياز معرفتي و علمي جديد بشر پاسخ نميدهند. طبق تعريف علوم ميانرشتهاي بايد پاسخدهندة به يك نياز معرفتي و علمي جديد بشر باشند. من براي شكلگيري يا گسترش علوم ميانرشتهاي به طور كلي مراحلي را در مقالهاي مطرح كردم و اشكال مختلف سياستگذاري و شكلهاي مختلف سياست را مطرح كردم كه در اينجا به آنها اشاره ميكنيم. نخست اينكه من فكر ميكنم ما ميتوانيم براي توسعه علوم ميانرشتهاي در قالب يك درس يا يك گرايش، ايدة اولية تلفيق را با يك ايدة اوليهاي كه به نظر ميرسد پتانسيل به آزمون گذاشته شدن را دارد، به صورت تجميعي طراحي كنيم و در واقع كمكم اين درس و اين گرايش فرصتهايي را براي انباشت دانش و مفاهيم از طريق پژوهش فراهم كند. با انباشته شدن دانش و مفاهيم ما ميتوانيم به تدريج آن درس يا آن گرايش را به يك رشتة معرفتي و يك حوزة مستقل معرفتي و يا يك علم ميانرشتهاي به معناي تلفيقي تبديل كنيم.
دومين كاري كه پيشنهاد ميكنم انجام گيرد، تأسيس رشته در قالب رويكرد تجميعي، به ويژه در صورت حال بودن نياز اجتماعي است. اين كار بايد همراه با پيش بيني و طراحي زمان برنامة پژوهشي براي حركت به سمت رشتهاي تكامل يافته با رويكرد تلفيقي باشد.
سومين راهبردي كه من پيشنهاد ميكنم راه اندازي دورة دكتراي پژوهشي است. توضيح اينكه ما ممكن است در سطوح عالي به ويژه دكتراي تخصصي حتي به تأسيس رشتة ميانرشتهاي از همان نوع تلفيقي بيانديشيم اما با آن مقدماتي كه عرض محور است.
راهبرد چهارم پيشبيني دوره گذار است كه به شكل برنامة پژوهشي و سپس تكوين تدريجي رشتهها در سطوح مختلف مورد نياز اعم از كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري و آغاز ترويج و توسعة رشته به مدد آموزش تكوين يافته در سطح جهان است كه فرايند تكوينش يا دورة گذارش در خارج از ايران طي شده و به عنوان يك ميراث بشري قابل بهرهبرداري و ترويج از طريق برنامههاي درسي در آموزش عالي ايران است.
كردم كه علوم ميانرشتهاي از نوع تلفيقي هستند و بايستي در ساية انباشت پژوهش به مرحلهاي برسيم كه ادعا كنيم يك حوزة معرفتي مستقل با هويت نويني شكل گرفته است. اگر ميخواهيم علوم ميانرشتهاي راه اندازي كنيم و به آن اصلي كه عرض كردم وفادار بمانيم مي توانيم مبادرت به تأسيس دورههاي دكتري پژوهشي كنيم كه اين يعني راه اندازي دورة دكتري به سبك اروپايي كه پژوهش نمود می یابد. اين پيشنهاد يعني اينكه مااز ابتدا تمركزمان را روي برنامههاي پژوهشي بگذاريم و به هيچ عنوان صحبت از رشتة ميانرشتهاي به ميان نياوريم و اجازه دهيم يك دورة گذار پشت سر گذاشته شود تا اين زيرساختها فراهم شود و به اتكاء آن زيرساختها مبادرت به تأسيس رشته و ترويج آن رشته به كمك آموزش كنيم.
س: جايگاه علوم ميانرشتهاي را چگونه ميتوان در ايران ارتقاء داد؟
ج: به نظر من ما براي ارتقاي جايگاه علوم ميانرشتهاي در ايران اولاً بايد به آن نكاتي كه تا به حال عرض كردم توجه جدي كنيم و اين تصور و اين برداشت نا صواب و ناصحيح را كه ما ميتوانيم به شكل دفعي و خلقالساعه مبادرت به تأسيس رشتههاي ميان رشتهاي و علوم ميانرشتهاي بكنيم، بايستي واقعاً كنار بگذاريم. ما با تمايز بين حقيقت ميانرشتهاي كه تلفيق يا همجوشي است و ميانرشتهاي به معني غير حقيقي كه تجميع و كنار هم قرار دادن رشتههاي مختلف است تا حدود زيادي ميتوانيم به ارتقاء جايگاه علوم ميانرشتهاي كمك كنيم اما علاوه بر اين نكته، طبيعتاً بايستي در همة برنامههاي آموزشي در سطح آموزش عالي، توجه به كيفيت برنامهها داشته باشيم. از طريق توجه به كيفيت برنامههاست كه ميتوان جايگاه يك علم را ارتقاء بخشيد. اين يك قاعده كلي براي علوم ميانرشتهاي يا علوم غيرميانرشتهاي است. ما بايد در جهت تضمين كيفيت برنامههاي آموزشي گامهاي اساسي برداريم.
از جمله گامهايي كه بايد برداشته شود، ترويج دانش برنامة درسي در بخشهاي سياستگذاري و برنامه ريزي است و عنايت داشتن به اين موضوع كه هر چند دانش برنامهريزي درسي در بستر آموزش عالي توليد نشده و كمتر هم در آموزش عالي به كار بسته شده، اما به هر حال ما نيازمند اتكاء به پيشينه و پشتوانة دانشي هستيم، براي اينكه بتوانيم برنامههاي درسي با كيفيت مطلوب در آموزش عالي از جمله در بخش علوم ميانرشته اي طراحي كنيم. براي اين منظور توصيه ميكنم كه رشتههايي مثل رشتههاي برنامة درسي آموزش عالي را در دانشگاههايمان توسعه دهيم و بدين ترتيب خروجيهاي اين رشته ها پشتوانة لازمة تخصصي را براي كمك به تصميمگيري و سياستگذاري و برنامهريزي درسي در سطح ستاد و دانشگاهها تأمين كنند و تضميني باشند براي اينكه برنامههاي درسي برخوردار از كيفيت لازم را در اختيار داشته باشيم. دانش برنامة درسي به هر روي دانشي است كه طي 100 سال گذشته در دنيا روي آن كار شده و ما اگر بخواهيم وارد عرصة برنامه درسي و طراحي برنامه آموزشي جديد شويم، از جمله برنامههاي ميانرشتهاي، نبايستي نسبت به اين پشتوانة دانشي غفلت كنيم و بعد راهكارهايي را براي حصول اطمينان از اين كه كار برنامهريزي درسي در آموزش عالي با كيفيت لازم انجام شود، مورد توجه قرار دهيم.
وقتي به اين دانش و به اين حوزه از دانش بشري توجه كنيم ميبينيم بحث ميانرشتهاي هم خودش داراي ابعاد و سطوح و انواعي است كه آنها در جهت هر چه شفاف و دقيقتر شدن گفتمان مربوطه در آموزش عالي كشور به ما كمك ميكند و تصميمات بهتري را هم به تبع آن ميتوانيم بگيريم. نكتة مهم ديگري كه در اين زمينه به نظر ميرسد تن دادن به اقتضائات فرايند تكوين و پرهيز از تأسيس رشتههاي ميان تهي با بسنده كردن به يك پوسته در يك حوزة معرفتي است؛ كه ما به اشتباه آنها را به عنوان علوم ميانرشتهاي معرفي ميكنيم.
س: آيا پرداختن به علوم ميانرشتهاي مخصوصاً با شيوة تلفيق كه حقيقت میان رشته ای به نظر شماست، مرزهاي رشتهاي را از بين مي برد؟
ج: وقتي در ساية شكلگيري علوم ميانرشتهاي صحبت از كنار رفتن مرزهاي رشتهاي ميكنيم، اگر منظورمان از علوم ميانرشتهاي، علوم تجميعي باشد، خير، هويت رشتهها و ديسيپلينها به قوت خودش باقي ميماند.
سؤال مهمتر آن است كه وقتي ما كار تلفيق به شكل حقيقي را انجام ميدهيم و علوم ميانرشتهاي به شكل حقيقي شكل ميگيرند، آيا مرزهاي رشتهاي از ميان ميروند؟ بله ظاهر قضيه اين است كه وقتي ما يك رشته يا يك حوزة تخصصي معرفتي جديد را با هويت مستقل شكل ميدهيم، مرزهاي ميانرشتهاي مخدوش ميشود و رشتهها از بين ميرود و اصالت و هويت رشتهها زير سؤال ميرود. اما من معتقدم كه اگر دقيقتر بررسي كنيم اين نگراني چندان پا برجا نميماند. با يك نگاه ژرفتر اين نگراني واقعاً بيمعنا و بيمورد است. چرا كه در ساية شكلگيري رشتههاي تلفيقي اصالت و هويت رشتههاي شناخته شده دانش مخدوش نميشوند. زيرا ما از طريق برقراري پيوند بين يك يا دو يا تعدادي از رشتهها و خلق دانش ميانرشتهاي براي پاسخ دادن به نيازهاي جديد و نوظهور، در واقع ديسيپلينها را احيا ميكنيم، ابعاد تازه و تخصصيتري به آنها ميبخشيم و از اين طريق در حقيقت ديسيپلينهاي چندگانهاي را احيا ميكنيم. زيرا آن رويكرد تلفيقي يا همجوشي كه مورد نظر من است و عرض كردم حقيقت علوم ميانرشتهاي را در آنجا بايد جستجو كرد، چيزي جز تقسيمات درونرشتهاي يك رشته تقسيم شده نيست. مثلاً اگر ما صحبت از مهندسي شيمي ميكنيم، مهندسي شيمي خودش به منزله يك رشتة ميانرشتهاي جديد است اما در بطنش يك تقسيم دقيق ودرونرشتهاي از علم شيمي وعلم مكانيك دارد و در واقع علم شيمي و علم مكانيك در رشتهاي به نام مهندسي شيمي احيا و باز آفريني شدند. اين دو در كنار هم وقتي قرار گرفتند توانستند به نيازهاي جديد معرفتشناختي و توسعهاي پاسخ دهند و لذا گرچه به حسب ظاهر ممكن است نشاندهنده اين باشد كه شيمي و مكانيك به تنهايي كارايي لازم را ندارد ولي از زاوية ديگر وقتي به موضوع نگاه ميكنيم، مي بينيم كه ما به يك تقسيم درونرشتهاي شيمي يا به يك تقسيم درونرشتهاي مكانيك از طريق تأسيس رشتة مهندسي شيمي دست پيدا كرديم و توانستيم از اين طريق شيمي و مكانيك را احيا و توانمند كنيم. از اين جهت من فكر ميكنم كه نبايد اين تصور را معتبر تلقي كنيم كه توسعه علوم ميانرشتهاي منجر به مخدوششدن مرزهاي رشتهاي و يا زير سؤال رفتن اصالت و هويت رشته ميشود.
س: روش تحقيق در علوم ميانرشتهاي چگونه است؟ چون بعضي اوقات روش تحقيق در چند رشتهاي كه ميخواهند با هم تلفيق شوند، تفاوت دارد؟
ج: در پاسخ به اين سؤال اگر رويكرد ما رويكرد تجميعي باشد و كنار هم چيدن رشتهها، اساساً سر و كار با روش تحقيق جديد نخواهيم داشت. در رويكرد تلفيقي يا ميانرشتهاي حقيقي است كه دانش جديد شكل ميگيرد و هويت پيدا ميكند و البته اين هويت شكل نميگيرد مگر اينكه به روششناسي خاصي دست پيدا كرده باشيم. به عبارت ديگر اين سؤال را باید اينگونه مطرح كرد كه پيششرطهاي شكلگيري يك حوزه جديد دانش بشري چيست؟ در پاسخ به اين سؤال گفتهاند كه شكلگيري يك دانش جديد و يك حوزه معرفتي جديد مستلزم اين است كه ساختار مفهومي و موضوعي يا substantive structure ويژهاي داشته باشد؛ يعني با انباشت دانش، توليد و دستيابي به سازماني متشكل از مفاهيم و عقايد و اصول و قواعد شكلدهنده مواجهيم؛ كه اين مفاهيم، متغيرها، اصول و قواعد ويژه آن حوزة تخصصي است. لازم به ذكر است كه علاوه بر ساختار مفهومي و موضوعي جديد گفته شده است كه يك حوزة معرفتي جديد نيازمند ساختار روشي متمايزي هم است كه اين هم همان پرسش شماست. ساختار نيازمند روش متمايز است يعني رويهها و هنجارها و قاعدههاي پژوهشي متمايز بر مبناي ضوابط روششناسي روشن. اين جنبه نشان ميدهد كه اگر ما ميخواهيم علوم ميانرشتهاي به معناي حقيقياش را در آموزش عالي گسترش دهيم يك ابزار و مبناي خيلي روشن در اختيارمان است براي اين كه ببينيم تا چه اندازه موفق به توسعه و گسترش علوم ميانرشتهاي شديم. ما بايد ببينيم چيزي را كه از آن تحت عنوان علم ميان رشتهاي نام ميبريم آيا داراي ساختار مفهومي و موضوعي و همچنين ساختار روشي و مطالعاتي متمايز از حوزههاي ديگر تثبيت شده دانش بشري هستند يا خير. تا زماني كه نتوانيم براي حوزه معرفتي ميانرشتهاي ساختار مفهومي، موضوعي مستقل و ساختار روشي و پژوهشي مستقل معرفي كنيم، بايد در اين ادعا كه موفق به تأسيس يك رشته ميانرشتهاي شديم، ترديد كنيم. البته شكل تجميعي ميانرشتهاي طبيعتاً نياز به ساختار مفهومي و موضوعي مستقل ندارد و در آنجا بحث كاملاً متفاوت است. در نهايت در جمعبندي و پاسخ به اين سؤال كه مسأله روشتحقيق علوم ميانرشتهاي چه وضعي پيدا ميكند، عرض ميكنم كه در رشتههاي ميانرشتهاي از نوع تجميعي هيچ اتفاق خاصي نميافتد اما در علوم ميانرشتهاي از نوعتلفيقي يا حقيقي بايد اتفاق بسيار مهمي رخ دهد. اما در ساختارها بايد گفت كه رويههاي پژوهشي متناسب با آن دانش ميانرشتهاي كه آن حوزة تخصصي جديد ميانرشتهاي را از حوزه معرفتي موجود متمايز ميكند، بايد شكل گرفته باشد.
س: آيا علوم ميانرشتهاي دغدغه جامعة علمي ايران است يا خير؟ به هر حال اگر اين دغدغه وجود نداشته باشد علوم ميانرشتهاي يك پديده وارداتي ميشود كه فايده خاصي ندارد؟
ج: به نظر من اين دغدغه بايد وجود داشته باشد. من از جمله كساني هستم كه فكر ميكنم براساس آن پاسخي كه به سؤال نخست شما دادم كه مسير توسعة علمي حقيقي از راه تكوين و توسعة رشتههاي ميانرشتهاي و علوم ميانرشتهاي ميگذرد (البته با برداشت و تفسير خاصي كه از علوم ميانرشتهاي دارم و تمايزي كه بين آنها قائل ميشوم) اتفاقاتي كه بيشتر جنبة پاسخ دادن به نيازهاي عاجل و فوري توسعهاي را دارد، در حال رخ دادن است. من فكر ميكنم مشكلات جامعة ما فقط نبايستي مشكلات مادي و كوتاه مدت تلقي شود. ايران ما بايد از نظر ايفاي نقش در توسعه علمي و پاسخ به نيازهاي معرفتي جديد بشريت مانند گذشته تاريخي خودش بتواند وارد عمل شود و عامليت پيدا كند، اين يك نياز تمدني و تاريخي براي ايران به شمار ميرود. بنابراين اگر به اين نياز تمدني و تاريخي ايران توجه كنيم كه ما در گذشته هاي دور نقش اساسي در پاسخ دادن به نيازهاي معرفتي جديد بشر و توسعه علمي در جهان داشتيم و الان قرنهاست كه از اين وضعيت متأسفانه فاصله گرفتيم و نياز داريم كه از نظر تمدني و تاريخي آن شرايط طلايي را احيا كنيم، يكي از راههاي مؤثر و مفيد آن، علوم ميانرشتهاي و رفتن به سمت علوم ميانرشتهاي است. به عبارت ديگر علوم ميانرشتهاي يا پژوهشهاي آن براي جامعة ما ميتواند حكم يك ميانبر را براي خروج از عقبافتادگيهايي كه الان با آن دست به گريبان هستيم، داشته باشد. اين موارد از حيث مشكلات تاريخي و تمدني و يا نيازهاي تاريخي و تمدني جامعه ما و نقشي كه توسعة علوم ميانرشتهاي در اين زمينه ميتواند ايفا كند، مطرح می شود؛ اما در خصوص مشكلات مادي و به معناي كوتاه مدتش هم، جامعه ما در بسياري از موارد با خلق دانش جديد ميانرشتهاي توانسته زمينه لازم را براي خلق محصولات گوناگون و دستيابي به تكنولوژيهاي جديد فراهم كند كه اين تكنولوژيهاي جديد در رفع تنگناهاي موجود و پاسخ به نيازهاي اساسي توسعه ما راهگشا بوده و در اين جهت روزنههايي از اميد به وجود آورده است.ما در سالهاي اخير شاهد اين نوع گشايشها در عرصههاي پزشكي، كشاورزي و صنعتي بوديم. اين اتفاقات، اتفاقهاي مباركي است و نشان ميدهد كه علوم ميانرشتهاي در گشودن گره از كار توسعه و دستيابي به اهداف توسعه در حوزههاي مختلف پزشكي و كشاورزي و صنعتي ميتواند راه گشا باشد.اين اتفاقات مبارك در حوزههاي انساني، اجتماعي و فرهنگي كمتر رخ داده و من از اين فرصت استفاده ميكنم و اين وضعيت را نشان از كمتوجهي به علوم ميانرشتهاي در حوزههاي انساني، اجتماعي و فرهنگي قلمداد ميكنم و اظهار اميدواري ميكنم كه شاهد توسعه علوم ميانرشتهاي در عرصه حوزههاي انساني، اجتماعي و فرهنگي هم باشيم.
پایان -
00
كتر محمود مهرمحمدي استاد دانشگاه تربيت مدرس است. ايشان در رشته برنامه ريزي درسي و آموزش از دانشگاه کاليفرنياي جنوبي در سال 1987 ميلادي دكتراي تخصصي اخذ نموده است. از ايشان مقالات و كتب متعددي در زمينه برنامهريزي آموزشي و موضوعات مرتبط با تعليم و تربيت به چاپ رسيده و در اختيار دانشپژوهان قرار دارد. دكتر مهرمحمدي از صاحبنظران بحث ميانرشتهاي در ايران هستند و به همين جهت در گفتگويي با ايشان مسائل ميانرشتهاي در ايران را مورد بحث قرار دادهايم كه مشروح آن از نظرتان ميگذرد.
س: پرداختن به علوم ميانرشتهاي چه تأثيري در پيشرفت دانش دارد؟
ج: به نظر من پرداختن به علوم ميانرشتهاي ديگر از حد يك انتخاب گذشته و يك اجبار و الزام است. براي اينكه ما ملزم هستيم شكافهاي معرفتي بشر را با دست زدن به تكوين علوم ميانرشتهاي پر كنيم. پر كردن شكافهاي معرفتي بشر و همچنين پاسخ دادن به نيازهاي نوظهور در جوامع انساني به شكل كارآمد و رضايت بخش راه چارهاي را براي دانشمندان و پژوهشگران باقي نميگذارد جز اينكه به رشتههاي ميانرشتهاي متوسل شوند، بنابراين من فكر ميكنم علوم ميانرشتهاي نقششان در توسعه و پيشرفت دانش بشري به همان اندازه علوم كلاسيك و ديسيپلينيdisciplinary و رشتههاي علمي است كه در زماني ابداع شدند و به وجود آمدند. امروزه با توسعهاي كه در حوزههاي ديسيپليني اتفاق افتاده و از طرف ديگر نيازهاي معرفتي جديدي كه براي بشر به وجود آمده، بايد به آن نيازهاي معرفتي يا نيازهاي توسعهاي جديد پاسخ دهد يا به سراغ تركيب و تلفيق علوم ديسيپليني با همديگر برود. ميتوان گفت كه مسير و راهبرد پيشرفت علمي در علوم ميانرشتهاي تعيّن پيدا كرده و گريزي هم از آن نيست. در انتها بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه اساساً ما در آموزش عالي وقتي صحبت از علوم ميانرشتهاي ميكنيم، در واقع صحبت از تكوين حوزههاي تخصصي معرفت و يا دانش و تكنولوژي جديد ميكنيم. براي دستيابي به كمال در حوزههاي علمي، آنچه كه امروز ميتواند كانون اصلي توجه باشد يا راهبرد اصلي توسعة علمي تلقي شود، به نظر من علوم ميانرشتهاي است، چون علوم ميانرشتهاي يعني دست زدن به ابداع و خلق حوزههاي اساسي جديد، حوزههاي معرفتي جديد و پاسخ دادن به نيازهاي جديد معرفتي يا نيازهاي جديد توسعهاي.
س: چگونه ميتوان علوم ميانرشتهاي را در آموزش عالي ايران گسترش داد؟
ج: دربارة اينكه ما چگونه ميتوانيم علوم ميانرشتهاي را در آموزش عالي ايران گسترش دهيم؛ من فكر ميكنم كه بايد منظورمان را از علوم ميانرشتهاي مشخص كنيم. اينجاست كه ابهاماتي وجود دارد و سوء تفاهمها و برداشتهاي بعضاً ناصحيحي وجود دارد. وقتي صحبت از گسترش علوم ميانرشتهاي در آموزش عالي ميكنيم، اگر منظورمان از علوم ميانرشتهاي تلفيق و تكوين رشتههاي جديد علمي و حوزههاي تخصصي جديد از طريق تلفيق يا آنچه اصطلاحاً به آن فيوژِن(Fusion) يا همجوشي ميان ديسيپلينهاي موجود گفته ميشود، باشد و ما از طريق اين تلفيق و همجوشي رشتهها و ديسيپلينهاي موجود بخواهيم حوزههاي تخصصي جديدرابه وجود آوريم يا حوزههاي تخصصي گستردهتري راخلق ميانرشتهاي نام ميبريم. گسترش اين رشتهها، فرق ميكند با اينكه صحبت از علوم ميانرشتهاي ميكنيم اما مقصودمان اينگونه رشتهها نيست بلكه مقصودمان رشتههايي مثل آمار حياتي، مديريت فناوري يا فيزيولوژي ورزشي است. من به اين رشتهها ميگويم رشتههاي مولتيديسيپلينري يا چندرشتهاي. رشتههايي كه در واقع از طريق تجميع چند رشته و كنار هم قرار دادن آنها شكل ميگيرند. اينها اگر رشتههاي ميان رشتهاي كنيم، يك وضعيت خاص دارد. مثال اين تلفيق رشتة مكاترونيك است كه يك رشتهاي است كه از طريق تلفيق رشتههاي مكانيك، الكترونيك و كامپيوتر شكل گرفته و به عنوان يكي از علوم ميانرشتهاي در دانشگاه مورد توجه است و يا رشتهاي مثل روانشناسي تربيتي كه از تلفيق و همجوشي بين علوم تربيتي و روانشناسي به عنوان دو ديسيپلين ايجاد شده است .اين رشتة تلفيقي به عنوان يك علم وحوزة ميانرشتهاي شكل گرفته است.رشتههاي ديگري مثل مهندسي شيمي، ژئوپوليتيك، جامعه شناسي سياسي، فلسفة علم يا بسياري از فلسفههاي مضاف مثل فلسفة هنر، فلسفة تاريخ و امثال اينها از اين دستهاند. از اينها ما به عنوان رشتههاي هم به حساب بيايند اما به هر حال با رشتههايي كه قبلاً نام بردم، تفاوت دارند.
اين يك نكتة بسيار مهم است كه ما وقتي صحبت از علوم ميانرشتهاي ميكنيم به حقيقت علوم ميانرشتهاي چگونه مينگريم. آيا حقيقت علوم ميانرشتهاي را از نوع تلفيق و همجوشياي كه بايد بين چند رشتة شناخته شده يا چند حوزة علمي شناخته شده، اتفاق بیفتد، در نظر بگيريم يا اين كه حقيقت علوم ميانرشتهاي را تجميعي و كنار هم قرار دادن چند رشتة تثبيت شده در نظر بگيريم. من البته حقيقت علوم ميانرشتهاي را از نوع تلفيقي ميدانم.
بنابراين معتقد هستم كه وقتي صحبت از علوم ميانرشتهاي ميكنيم در واقع صحبت از تكوين حوزههاي تخصصي و يا حوزههاي معرفتي جديد ميكنيم؛ يعني حوزههاي جديدي كه داراي هويت مستقل و برخوردار از پشتوانة پژوهشي و ساختارهاي مورد نياز هستند. اين چيزي است كه مورد نظر من است و من فكر ميكنم كه حقيقت علوم ميانرشتهاي را در اين نوع تلفيق بايد جستجو كرد. پس من در پاسخ به سؤال شما اين را ابتدائاً عرض ميكنم كه مقصود ما از علوم ميانرشتهاي بايد مشخص باشد. بايد بين علوم ميانرشتهاياز نوع تلفيقي و علوم ميانرشتهاي از نوع تجميعي تميز قائل شويم. حقيقت علوم ميانرشتهاي از نظر من، علوم ميانرشتهاي تلفيقي است كه همان شكل همجوشي است و البته آنچه كه تحت عنوان علوم ميانرشتهاي مطرح ميشود اما شكل تجميعي دارد به نظر من نميتوان آنها را علوم ميانرشتهاي حقيقي قلمداد كرد. چرا كه آنها به يك نياز معرفتي و علمي جديد بشر پاسخ نميدهند. طبق تعريف علوم ميانرشتهاي بايد پاسخدهندة به يك نياز معرفتي و علمي جديد بشر باشند. من براي شكلگيري يا گسترش علوم ميانرشتهاي به طور كلي مراحلي را در مقالهاي مطرح كردم و اشكال مختلف سياستگذاري و شكلهاي مختلف سياست را مطرح كردم كه در اينجا به آنها اشاره ميكنيم. نخست اينكه من فكر ميكنم ما ميتوانيم براي توسعه علوم ميانرشتهاي در قالب يك درس يا يك گرايش، ايدة اولية تلفيق را با يك ايدة اوليهاي كه به نظر ميرسد پتانسيل به آزمون گذاشته شدن را دارد، به صورت تجميعي طراحي كنيم و در واقع كمكم اين درس و اين گرايش فرصتهايي را براي انباشت دانش و مفاهيم از طريق پژوهش فراهم كند. با انباشته شدن دانش و مفاهيم ما ميتوانيم به تدريج آن درس يا آن گرايش را به يك رشتة معرفتي و يك حوزة مستقل معرفتي و يا يك علم ميانرشتهاي به معناي تلفيقي تبديل كنيم.
دومين كاري كه پيشنهاد ميكنم انجام گيرد، تأسيس رشته در قالب رويكرد تجميعي، به ويژه در صورت حال بودن نياز اجتماعي است. اين كار بايد همراه با پيش بيني و طراحي زمان برنامة پژوهشي براي حركت به سمت رشتهاي تكامل يافته با رويكرد تلفيقي باشد.
سومين راهبردي كه من پيشنهاد ميكنم راه اندازي دورة دكتراي پژوهشي است. توضيح اينكه ما ممكن است در سطوح عالي به ويژه دكتراي تخصصي حتي به تأسيس رشتة ميانرشتهاي از همان نوع تلفيقي بيانديشيم اما با آن مقدماتي كه عرض محور است.
راهبرد چهارم پيشبيني دوره گذار است كه به شكل برنامة پژوهشي و سپس تكوين تدريجي رشتهها در سطوح مختلف مورد نياز اعم از كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري و آغاز ترويج و توسعة رشته به مدد آموزش تكوين يافته در سطح جهان است كه فرايند تكوينش يا دورة گذارش در خارج از ايران طي شده و به عنوان يك ميراث بشري قابل بهرهبرداري و ترويج از طريق برنامههاي درسي در آموزش عالي ايران است.
كردم كه علوم ميانرشتهاي از نوع تلفيقي هستند و بايستي در ساية انباشت پژوهش به مرحلهاي برسيم كه ادعا كنيم يك حوزة معرفتي مستقل با هويت نويني شكل گرفته است. اگر ميخواهيم علوم ميانرشتهاي راه اندازي كنيم و به آن اصلي كه عرض كردم وفادار بمانيم مي توانيم مبادرت به تأسيس دورههاي دكتري پژوهشي كنيم كه اين يعني راه اندازي دورة دكتري به سبك اروپايي كه پژوهش نمود می یابد. اين پيشنهاد يعني اينكه مااز ابتدا تمركزمان را روي برنامههاي پژوهشي بگذاريم و به هيچ عنوان صحبت از رشتة ميانرشتهاي به ميان نياوريم و اجازه دهيم يك دورة گذار پشت سر گذاشته شود تا اين زيرساختها فراهم شود و به اتكاء آن زيرساختها مبادرت به تأسيس رشته و ترويج آن رشته به كمك آموزش كنيم.
س: جايگاه علوم ميانرشتهاي را چگونه ميتوان در ايران ارتقاء داد؟
ج: به نظر من ما براي ارتقاي جايگاه علوم ميانرشتهاي در ايران اولاً بايد به آن نكاتي كه تا به حال عرض كردم توجه جدي كنيم و اين تصور و اين برداشت نا صواب و ناصحيح را كه ما ميتوانيم به شكل دفعي و خلقالساعه مبادرت به تأسيس رشتههاي ميان رشتهاي و علوم ميانرشتهاي بكنيم، بايستي واقعاً كنار بگذاريم. ما با تمايز بين حقيقت ميانرشتهاي كه تلفيق يا همجوشي است و ميانرشتهاي به معني غير حقيقي كه تجميع و كنار هم قرار دادن رشتههاي مختلف است تا حدود زيادي ميتوانيم به ارتقاء جايگاه علوم ميانرشتهاي كمك كنيم اما علاوه بر اين نكته، طبيعتاً بايستي در همة برنامههاي آموزشي در سطح آموزش عالي، توجه به كيفيت برنامهها داشته باشيم. از طريق توجه به كيفيت برنامههاست كه ميتوان جايگاه يك علم را ارتقاء بخشيد. اين يك قاعده كلي براي علوم ميانرشتهاي يا علوم غيرميانرشتهاي است. ما بايد در جهت تضمين كيفيت برنامههاي آموزشي گامهاي اساسي برداريم.
از جمله گامهايي كه بايد برداشته شود، ترويج دانش برنامة درسي در بخشهاي سياستگذاري و برنامه ريزي است و عنايت داشتن به اين موضوع كه هر چند دانش برنامهريزي درسي در بستر آموزش عالي توليد نشده و كمتر هم در آموزش عالي به كار بسته شده، اما به هر حال ما نيازمند اتكاء به پيشينه و پشتوانة دانشي هستيم، براي اينكه بتوانيم برنامههاي درسي با كيفيت مطلوب در آموزش عالي از جمله در بخش علوم ميانرشته اي طراحي كنيم. براي اين منظور توصيه ميكنم كه رشتههايي مثل رشتههاي برنامة درسي آموزش عالي را در دانشگاههايمان توسعه دهيم و بدين ترتيب خروجيهاي اين رشته ها پشتوانة لازمة تخصصي را براي كمك به تصميمگيري و سياستگذاري و برنامهريزي درسي در سطح ستاد و دانشگاهها تأمين كنند و تضميني باشند براي اينكه برنامههاي درسي برخوردار از كيفيت لازم را در اختيار داشته باشيم. دانش برنامة درسي به هر روي دانشي است كه طي 100 سال گذشته در دنيا روي آن كار شده و ما اگر بخواهيم وارد عرصة برنامه درسي و طراحي برنامه آموزشي جديد شويم، از جمله برنامههاي ميانرشتهاي، نبايستي نسبت به اين پشتوانة دانشي غفلت كنيم و بعد راهكارهايي را براي حصول اطمينان از اين كه كار برنامهريزي درسي در آموزش عالي با كيفيت لازم انجام شود، مورد توجه قرار دهيم.
وقتي به اين دانش و به اين حوزه از دانش بشري توجه كنيم ميبينيم بحث ميانرشتهاي هم خودش داراي ابعاد و سطوح و انواعي است كه آنها در جهت هر چه شفاف و دقيقتر شدن گفتمان مربوطه در آموزش عالي كشور به ما كمك ميكند و تصميمات بهتري را هم به تبع آن ميتوانيم بگيريم. نكتة مهم ديگري كه در اين زمينه به نظر ميرسد تن دادن به اقتضائات فرايند تكوين و پرهيز از تأسيس رشتههاي ميان تهي با بسنده كردن به يك پوسته در يك حوزة معرفتي است؛ كه ما به اشتباه آنها را به عنوان علوم ميانرشتهاي معرفي ميكنيم.
س: آيا پرداختن به علوم ميانرشتهاي مخصوصاً با شيوة تلفيق كه حقيقت میان رشته ای به نظر شماست، مرزهاي رشتهاي را از بين مي برد؟
ج: وقتي در ساية شكلگيري علوم ميانرشتهاي صحبت از كنار رفتن مرزهاي رشتهاي ميكنيم، اگر منظورمان از علوم ميانرشتهاي، علوم تجميعي باشد، خير، هويت رشتهها و ديسيپلينها به قوت خودش باقي ميماند.
سؤال مهمتر آن است كه وقتي ما كار تلفيق به شكل حقيقي را انجام ميدهيم و علوم ميانرشتهاي به شكل حقيقي شكل ميگيرند، آيا مرزهاي رشتهاي از ميان ميروند؟ بله ظاهر قضيه اين است كه وقتي ما يك رشته يا يك حوزة تخصصي معرفتي جديد را با هويت مستقل شكل ميدهيم، مرزهاي ميانرشتهاي مخدوش ميشود و رشتهها از بين ميرود و اصالت و هويت رشتهها زير سؤال ميرود. اما من معتقدم كه اگر دقيقتر بررسي كنيم اين نگراني چندان پا برجا نميماند. با يك نگاه ژرفتر اين نگراني واقعاً بيمعنا و بيمورد است. چرا كه در ساية شكلگيري رشتههاي تلفيقي اصالت و هويت رشتههاي شناخته شده دانش مخدوش نميشوند. زيرا ما از طريق برقراري پيوند بين يك يا دو يا تعدادي از رشتهها و خلق دانش ميانرشتهاي براي پاسخ دادن به نيازهاي جديد و نوظهور، در واقع ديسيپلينها را احيا ميكنيم، ابعاد تازه و تخصصيتري به آنها ميبخشيم و از اين طريق در حقيقت ديسيپلينهاي چندگانهاي را احيا ميكنيم. زيرا آن رويكرد تلفيقي يا همجوشي كه مورد نظر من است و عرض كردم حقيقت علوم ميانرشتهاي را در آنجا بايد جستجو كرد، چيزي جز تقسيمات درونرشتهاي يك رشته تقسيم شده نيست. مثلاً اگر ما صحبت از مهندسي شيمي ميكنيم، مهندسي شيمي خودش به منزله يك رشتة ميانرشتهاي جديد است اما در بطنش يك تقسيم دقيق ودرونرشتهاي از علم شيمي وعلم مكانيك دارد و در واقع علم شيمي و علم مكانيك در رشتهاي به نام مهندسي شيمي احيا و باز آفريني شدند. اين دو در كنار هم وقتي قرار گرفتند توانستند به نيازهاي جديد معرفتشناختي و توسعهاي پاسخ دهند و لذا گرچه به حسب ظاهر ممكن است نشاندهنده اين باشد كه شيمي و مكانيك به تنهايي كارايي لازم را ندارد ولي از زاوية ديگر وقتي به موضوع نگاه ميكنيم، مي بينيم كه ما به يك تقسيم درونرشتهاي شيمي يا به يك تقسيم درونرشتهاي مكانيك از طريق تأسيس رشتة مهندسي شيمي دست پيدا كرديم و توانستيم از اين طريق شيمي و مكانيك را احيا و توانمند كنيم. از اين جهت من فكر ميكنم كه نبايد اين تصور را معتبر تلقي كنيم كه توسعه علوم ميانرشتهاي منجر به مخدوششدن مرزهاي رشتهاي و يا زير سؤال رفتن اصالت و هويت رشته ميشود.
س: روش تحقيق در علوم ميانرشتهاي چگونه است؟ چون بعضي اوقات روش تحقيق در چند رشتهاي كه ميخواهند با هم تلفيق شوند، تفاوت دارد؟
ج: در پاسخ به اين سؤال اگر رويكرد ما رويكرد تجميعي باشد و كنار هم چيدن رشتهها، اساساً سر و كار با روش تحقيق جديد نخواهيم داشت. در رويكرد تلفيقي يا ميانرشتهاي حقيقي است كه دانش جديد شكل ميگيرد و هويت پيدا ميكند و البته اين هويت شكل نميگيرد مگر اينكه به روششناسي خاصي دست پيدا كرده باشيم. به عبارت ديگر اين سؤال را باید اينگونه مطرح كرد كه پيششرطهاي شكلگيري يك حوزه جديد دانش بشري چيست؟ در پاسخ به اين سؤال گفتهاند كه شكلگيري يك دانش جديد و يك حوزه معرفتي جديد مستلزم اين است كه ساختار مفهومي و موضوعي يا substantive structure ويژهاي داشته باشد؛ يعني با انباشت دانش، توليد و دستيابي به سازماني متشكل از مفاهيم و عقايد و اصول و قواعد شكلدهنده مواجهيم؛ كه اين مفاهيم، متغيرها، اصول و قواعد ويژه آن حوزة تخصصي است. لازم به ذكر است كه علاوه بر ساختار مفهومي و موضوعي جديد گفته شده است كه يك حوزة معرفتي جديد نيازمند ساختار روشي متمايزي هم است كه اين هم همان پرسش شماست. ساختار نيازمند روش متمايز است يعني رويهها و هنجارها و قاعدههاي پژوهشي متمايز بر مبناي ضوابط روششناسي روشن. اين جنبه نشان ميدهد كه اگر ما ميخواهيم علوم ميانرشتهاي به معناي حقيقياش را در آموزش عالي گسترش دهيم يك ابزار و مبناي خيلي روشن در اختيارمان است براي اين كه ببينيم تا چه اندازه موفق به توسعه و گسترش علوم ميانرشتهاي شديم. ما بايد ببينيم چيزي را كه از آن تحت عنوان علم ميان رشتهاي نام ميبريم آيا داراي ساختار مفهومي و موضوعي و همچنين ساختار روشي و مطالعاتي متمايز از حوزههاي ديگر تثبيت شده دانش بشري هستند يا خير. تا زماني كه نتوانيم براي حوزه معرفتي ميانرشتهاي ساختار مفهومي، موضوعي مستقل و ساختار روشي و پژوهشي مستقل معرفي كنيم، بايد در اين ادعا كه موفق به تأسيس يك رشته ميانرشتهاي شديم، ترديد كنيم. البته شكل تجميعي ميانرشتهاي طبيعتاً نياز به ساختار مفهومي و موضوعي مستقل ندارد و در آنجا بحث كاملاً متفاوت است. در نهايت در جمعبندي و پاسخ به اين سؤال كه مسأله روشتحقيق علوم ميانرشتهاي چه وضعي پيدا ميكند، عرض ميكنم كه در رشتههاي ميانرشتهاي از نوع تجميعي هيچ اتفاق خاصي نميافتد اما در علوم ميانرشتهاي از نوعتلفيقي يا حقيقي بايد اتفاق بسيار مهمي رخ دهد. اما در ساختارها بايد گفت كه رويههاي پژوهشي متناسب با آن دانش ميانرشتهاي كه آن حوزة تخصصي جديد ميانرشتهاي را از حوزه معرفتي موجود متمايز ميكند، بايد شكل گرفته باشد.
س: آيا علوم ميانرشتهاي دغدغه جامعة علمي ايران است يا خير؟ به هر حال اگر اين دغدغه وجود نداشته باشد علوم ميانرشتهاي يك پديده وارداتي ميشود كه فايده خاصي ندارد؟
ج: به نظر من اين دغدغه بايد وجود داشته باشد. من از جمله كساني هستم كه فكر ميكنم براساس آن پاسخي كه به سؤال نخست شما دادم كه مسير توسعة علمي حقيقي از راه تكوين و توسعة رشتههاي ميانرشتهاي و علوم ميانرشتهاي ميگذرد (البته با برداشت و تفسير خاصي كه از علوم ميانرشتهاي دارم و تمايزي كه بين آنها قائل ميشوم) اتفاقاتي كه بيشتر جنبة پاسخ دادن به نيازهاي عاجل و فوري توسعهاي را دارد، در حال رخ دادن است. من فكر ميكنم مشكلات جامعة ما فقط نبايستي مشكلات مادي و كوتاه مدت تلقي شود. ايران ما بايد از نظر ايفاي نقش در توسعه علمي و پاسخ به نيازهاي معرفتي جديد بشريت مانند گذشته تاريخي خودش بتواند وارد عمل شود و عامليت پيدا كند، اين يك نياز تمدني و تاريخي براي ايران به شمار ميرود. بنابراين اگر به اين نياز تمدني و تاريخي ايران توجه كنيم كه ما در گذشته هاي دور نقش اساسي در پاسخ دادن به نيازهاي معرفتي جديد بشر و توسعه علمي در جهان داشتيم و الان قرنهاست كه از اين وضعيت متأسفانه فاصله گرفتيم و نياز داريم كه از نظر تمدني و تاريخي آن شرايط طلايي را احيا كنيم، يكي از راههاي مؤثر و مفيد آن، علوم ميانرشتهاي و رفتن به سمت علوم ميانرشتهاي است. به عبارت ديگر علوم ميانرشتهاي يا پژوهشهاي آن براي جامعة ما ميتواند حكم يك ميانبر را براي خروج از عقبافتادگيهايي كه الان با آن دست به گريبان هستيم، داشته باشد. اين موارد از حيث مشكلات تاريخي و تمدني و يا نيازهاي تاريخي و تمدني جامعه ما و نقشي كه توسعة علوم ميانرشتهاي در اين زمينه ميتواند ايفا كند، مطرح می شود؛ اما در خصوص مشكلات مادي و به معناي كوتاه مدتش هم، جامعه ما در بسياري از موارد با خلق دانش جديد ميانرشتهاي توانسته زمينه لازم را براي خلق محصولات گوناگون و دستيابي به تكنولوژيهاي جديد فراهم كند كه اين تكنولوژيهاي جديد در رفع تنگناهاي موجود و پاسخ به نيازهاي اساسي توسعه ما راهگشا بوده و در اين جهت روزنههايي از اميد به وجود آورده است.ما در سالهاي اخير شاهد اين نوع گشايشها در عرصههاي پزشكي، كشاورزي و صنعتي بوديم. اين اتفاقات، اتفاقهاي مباركي است و نشان ميدهد كه علوم ميانرشتهاي در گشودن گره از كار توسعه و دستيابي به اهداف توسعه در حوزههاي مختلف پزشكي و كشاورزي و صنعتي ميتواند راه گشا باشد.اين اتفاقات مبارك در حوزههاي انساني، اجتماعي و فرهنگي كمتر رخ داده و من از اين فرصت استفاده ميكنم و اين وضعيت را نشان از كمتوجهي به علوم ميانرشتهاي در حوزههاي انساني، اجتماعي و فرهنگي قلمداد ميكنم و اظهار اميدواري ميكنم كه شاهد توسعه علوم ميانرشتهاي در عرصه حوزههاي انساني، اجتماعي و فرهنگي هم باشيم.
پایان
نظر شما
{ JOURNAL_VISIT } : ۲۳۳۰
{ JOURNAL_DATE } : ۰۸ آبان ۱۳۸۹
-
خدمات طراحی سایت
-
ویترین اخبار
- راه اندازی سایت نشریه الکترونیک فرهنگ انقلاب اسلامی
- ملاک شناخت یک شرکت طراحی سایت قوی و توانا برای راه اندازی سایت اینترنتی شما چیست؟
- فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد
- راه اندازی وب سایت اینترنتی ماشین سازی درستگاههای تولید آرد
- راه اندازی وب سایت اینترنتی ملک آریا
- 7 مورد از قابلیتهای غیرمنتظره در iOS 7
- Apex در برابر Nova: مقایسه دو لانچر اندروید
- پاداش 15,000 دلاری برای شکستن قفل TouchID
- نیکون از AW1، اولین دوربین ضد آب با قابلیت تعویض لنز، پرده برداشت
- لومیا 1520 نوکیا و این بار مشخصات فنی، قیمت و زمان عرضه
- رکورد فروش موبایل در دست 8 مدل
- اپل در حال تست نسخه های 701 و702 و 71 سیستم عامل iOS؟
- علت دقیق سرعت پایین اینترنت را نمیدانیم
- بررسی اکسپریا Z1 سونی
- آموزش ساخت ایمیل یاهو پس از حذف ایران!
- سهام توییتر روانه بازار بورس میشود
- تبلیغات تازه مایکروسافت علیه آیفون شکست خورد
- مدیرعامل اینتل: تبلتهای زیر 100 دلاری در تعطیلات سال نوی میلادی از راه میرسند
- 27 شهریور iOS 7 برای آیفونها و آیپدها منتشر میشود
- کنسول بازی جدید سونی با قابلیت های جذاب و قیمت مناسب معرفی شد: Vita TV
- کمپانی دل برای چینی ها لب تاب لوحی می سازد!!!
- ایسوس فون پد 7 اینچی جدید را معرفی کرد: تبلت/تلفن هیبریدی با اسپیکر دو کاناله
- یاهو لوگوی جدید خود را رونمایی کرد
- ایسوس از لپتاپ لمسی و ارزان قیمت X102BA با پردازنده AMD پرده برداشت
- دوباره Moto X و این بار تصویر رندر شده تبلیغاتی آن [بروز شد]
- ولخرجیهای گوگل در حوزه دیتاسنتر ادامه دارد: 6-1 میلیارد دلار در سه ماهه دوم 2013
- تشکیل گروه جهانی« طراحی فناوریهای پوشیدنی» در موتورولا، با استناد به آگهی استخدام این شرکت
- آشنایی با سیستمفایلها و نحوه فرمتکردن درایوهای خارجی در مک
- سرفیس RT هنوز نمرده است
- دانلود کنید: اپلیکیشن VLC برای کاربران iOS منتشر شد
- بررسی همهجانبۀ شایعات پیرامون ساعتهای هوشمند
- تصاویر واضح از آیفون ارزان قیمت در کنار آیفون 5 فاش شد
- تبدیل تصاویر به فرمت ICO و استخراج آیکونها از فایلهای با فرمت EXE و DLL
- نسخه جدید اندروید در 2 مردادماه معرفی میشود
- ال جی از نام G2 برای پرچمدار بعدی خود استفاده میکند
- مشخصات فنی و بنچمارک گلکسی نوت 3 فاش شد
- تصویر و مشخصات جدید آیفون 5S به بیرون درز کرد: صفحه نمایش IGZO، دوربین 12 مگاپیکسل، پردازنده سریعتر و پردازنده گرافیکی چهار هستهای
- آیا میتوان پس از مرگ اطلاعات با ارزش را در اختیار خانواده، دوستان و آشنایان قرار داد؟
- تصاحب Omek توسط اینتل ممکن است باعث شود هرگز نیاز به لمس کامپیوتر خود نباشید
- نسخه جدید تحت وب نقشه گوگل در دسترس همگان قرار گرفت
- تلفن G2 ال جی مجهز به باتری 2540 میلی آمپر ساعتی است
- جزئیات بیشتر از دوربین 20 مگاپیکسلی هونامی: سنسوری بزرگ ولی نه به اندازهی لومیا 1020
- مرور تاریخچه دوربین در گوشیهای برجسته نوکیا
- دریافت استاندارد و رتبه 6 از 10 گوگل توسط سایت شرکت راوک نگار پارس
- بروزرسانی تعدادی از جدیدترین نمونه آثار طراحی سایت های هوشمند راوک نگار پارس
-
نماد اعتماد الکترونیکی
-
آمار بازدید
- کل (online):۲۴۷۲
- اعضاء (online):۴
- میهمان (online):۲۴۶۸
- بازدید امروز::۳۶۹۲
- بازدید دیروز::۵۵۲۵
- بازدید کل::۳۱۶۹۴۴۱۶


